ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

466

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

صنعت طب بود . خليفه پرسيد توضيح ده ؟ وى جواب داد . دين بما امر مىكند كار نيك و امر خير انجام دهيم و با دشمنان خود هم رفتار خير و نيك داشته باشيم ، چه رسد به هم‌كيشان و دوستان خود و كسى كه اين‌طور نباشد ، از دين خارج است . اما صنعت طب بما امر مىكند ، كه به همنوعان خود ضرر نزنيم ، زيرا علم طب فقط براى انتفاع هم‌نوع بوجود آمده است و بايد فقط در راه مصالح مردم به كار برده شود . بعلاوه خداوند متعال بر گردن اطباء عهد و ميثاق سنگينى گذارده و آنان قسمهاى مؤكدى برعهده دارند ، كه داروى كشنده مطلقا استعمال ننمايند و داروى آزاردهنده هم به كسى نخورانند و من نمىتوانستم از اين دو تكليف صرف‌نظر كنم و با اين دو شريعت مخالفت ورزم . كشته شدن را به آن جهت بر خود هموار ساختم ، كه مىدانستم خداوند اجر نيكوكارى را ضايع نمىكند و كسى را كه در راه اطاعت از او جانش بخطر افتاده فراموش نخواهد نمود ، چرا كه اگر كشته مىشدم ، به من جزاى خير مىداد . خليفه در جوابش گفت : آرى اين دو شريعت مورد ستايش و تجليل هستند و امر كرد به او خلعت دادند و اموال بسيارى در حضور او بخانه‌اش فرستاد . حنين خوشحال از خدمت خليفه مرخص شد و مقام و منزلتش نزد وى زيادتر گرديد . من ( ابن ابى اصيبعه ) مىگويم : حنين دو پسر داشت ، داود و اسحاق و براى آن دو كتابهائى نيكو در موضوع مبادى تعليم طب نوشت . ايضا كتابهائى از آثار جالينوس براى آنها ترجمه كرد . اما داود من شهرتى از او در بين اطباء نديدم و كتابى هم كه دلالت بر فضل و دانش او كند از او نديدم و فقط يك كناش دارد ، ولى اسحق شهرت بسيارى دارد و از اطباء ممتاز به حساب آمده است . مصنفات زيادى از او در دست است و كتابهاى بسيارى از يونانى به عربى ترجمه نموده ، نهايت آنكه عنايت و هم او بيشتر مصروف ترجمه كتابهاى حكمت و فلسفه مثل كتابهاى ارسطو و ساير حكماء بوده است . و اما حنين هم خود را مصروف ترجمهء كتابهاى طبى مخصوصا كتابهاى جالينوس را با علاقهء خاصى ترجمه مىنمود . اغلب ترجمه‌هاى كتب جالينوس از